سفارش تبلیغ
صبا ویژن
[ و به کسى که در محضر او أستغفر اللّه گفت ، فرمود : ] مادر بر تو بباید گریست مى‏دانى استغفار چیست ؟ استغفار درجت بلند رتبگان است و شش معنى براى آن است : نخست پشیمانى بر آنچه گذشت ، و دوم عزم بر ترک بازگشت ، و سوم آن که حقوق مردم را به آنان بپردازى چنانکه خدا را پاک دیدار کنى و خود را از گناه تهى سازى ، و چهارم اینکه حقّ هر واجبى را که ضایع ساخته‏اى ادا سازى و پنجم اینکه گوشتى را که از حرام روییده است ، با اندوهها آب کنى چندانکه پوست به استخوان چسبد و میان آن دو گوشتى تازه روید ، و ششم آن که درد طاعت را به تن بچشانى ، چنانکه شیرینى معصیت را بدان چشاندى آنگاه أستغفر اللّه گفتن توانى . [نهج البلاغه]
 
دوشنبه 87 شهریور 25 , ساعت 11:47 عصر

کسانیکه از دستور پیامبر (صلوات الله علیه و آله) سرباز زده اند عذر می خواهند

پیامبر پس از اقامه ی نماز به خانه برگشت و ابوبکر و عمر و عده ای را که در مسجد حضور طلبید و گفت: مگر دستور نداده ام که شما همراه جیش اسامه حرکت کنید؟

گفتند: آری، فرمود: پس چرا مخالفت کردید؟

ابو بکر: من به حسب امر، همراه جیش اسامه تا به خارج مدینه رفتم و لیکن برای اینکه با شما تجدید عهد به عمل آورم مراجعت کردم.

عمر گفت: یا رسول الله من برای این نرفتم که دوست نداشتم حال شما را از سوارانیکه از مدینه آمدند سوال کنم.

پیامبر خدا دانست که آنها نقشه ای دارند، لذا با تأکید، دستور داد تا به سپاه اسامه بپیوندند، فرمایش خود را سه بار تکرار کرد متأسفانه ایشان این بار نیز نرفتند.

یعقوبی می نویسد: ایشان از همراهی با لشگر اسامه چهارده روز تعلل و سستی ورزیدند تا پیامبر خدا (صلوات الله علیه و آله) رحلت کرد.

به هر حال پیامبر در مسجد با صدای بلند به طوری که صدای مبارکش از بیرون مسجد شنیده می شد، رو به مردم کرد و فرمود:

ای مردم آتش فتنه بر افروخته شده و فتنه ها مانند پاره های شب تاریک رو آورده و شما هیچ نوع دستاویزی بر ضد من ندارید من حلال نکردم مگر آنچه را که قرآن حلال نموده و حرام نکردم چیزی را که قرآن آن را حرام فرموده بود.

 

پیامبر نگران آینده است

ادامه دارد...



لیست کل یادداشت های این وبلاگ