یا امیر المومنین روحی فداک قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا
بنده گناه می کند، پس دانشی را که پیشتر می دانسته، از یاد می برد . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
 
یکشنبه 96 اردیبهشت 31 , ساعت 5:46 عصر

بسم الله النور

سلام آقای خوبم!

آقا اجازه!



آقایان علما سلام علیکم!!!

آقایان شورای نگهبان سلام علیکم!

و مردمی که آرمان های تان در آزادی پوشش و تأمین بودن خوردوخوراک خلاصه شده سلام!!!

این جمله را آدم و عالم قبول دارند که ارزش هر کس به چیزهایی که دوست دارد بستگی دارد.

یعنی وقتی میخواهی کسی را محک بزنی نگاه کن که چه چیزی را دوست دارد؟

دغدغه هایش چیست؟

ملاک هایش برای تصمیم گیری چیست؟

معیارهای زیادی می تواند برای انتخاب یک انسان وجود داشته باشد؛ مثل: رشد و رسیدن به کمال، بزرگ شدن، بالا رفتن سطح شعور آدمی و البته ملاک هایی هم می تواند وجود داشته باشد که نقطه مقابل این معیارها است! مثل: راحت طلبی، ترس، رفاه طلبی، محافظه کاری و حفظ آبرو و وجهه اجتماعی به هر قیمتی!!!

و اما بعد...

در انتخابات ریاست جمهوری ملاک انتخاب انسان ها مشخص شد!

از کوچک و بزرگ، از ملت تا مسئولین نظام!

از لحظه اول تایید نامزدهای انتخابات تا لحظه آخر اعلام رئیس جمهور!!!

بعضی ها ملاک شان برای انتخاب، عزت حکومت و نظام بود. حالا اگر این عزت کمی هم سختی به دنبال داشت مانعی نداشت.

عزت در مقابل کسانی که خواری ملت ایران را می خواستند و این را در انقلاب و 8 سال دفاع مقدس نشان داده بودند.

همان موقع که با تمام قوا پشت صدام ایستادند. همان 44 کشور را می گویم! و این ها خوب می دانستند این 44 کشور برایشان مادر که نمی شود هیچ، دایه هم نمی شود!!!

اما بعضی ملاک شان برای رأی معیارهای دیگری بود؛

معیارهایی مثل آزادی!! آن هم از نوع پوشش!

بعضی ها هم همچنان به فکر پول جیبشان بودند، حتی به قیمت 30هزار تومان! که بگیرند و رأی شان را عوض کنند!

راستی آزادی تا چقدر؟! دیگر می خواستید به کجا برسید؟!

این آزادی که تجاوز به حقوق روحی و روانی دیگران است کجای اسمش صلح است که منتخب درصدی از ملت گفت:

این پیروزی، پیروزی صلح و آشتی بر تنش و خشونت بود!

    و اما معیار مسئولین رده بالای مملکت!

راستی آقایان شورای نگهبان معیار شما برای تایید صلاحیت و ردصلاحیت چه بود؟!

چه شد که چشم بستید بر تمام آنچه مشهود بود و أظهرمن الشمس!

آیا معیار تایید صلاحیت برای انتخابات ریاست جمهوری تغییر کرده یا احیانا این بیماری فراگیر محافظه کاری به شما هم سرایت کرده است؟!

چه شد التزام به ولایت فقیه را از یاد بردید؟!

چه شد که چشمان تان را قبل و بعد از انتخابات بستید؟!

نه! خواهش میکنم هم اکنون چشمان تان را بازکنید!

به والله! چشم حجت خدا باز است و می بیند تمام آنچه که را باید ببیند!

چه شد که حواستان نه در زمان تایید صلاحیت باز بود و نه زمانی که تخلف های حین انتخابات حق مردم را می خورد!

و اما آقایان علما!

بر شما چه شد که سکان دار علم و تقوای این مملکت هستید اما این همه خبط و خطا را می بینید!

این دستکاری در تغییر سرنوشت یک ملت را می بینید اما روحیه انقلابی گری را فراموش کرده اید؟!

ایستادگی به معنای واقعی کلمه را فراموش کرده اید؟؟

خوش به سعادت مردمان زمان میرزای شیرازی و امثال آن عالم بزرگوار که هم عالم زمان شان انقلابی بود و هم خودشان!!!

اطاله کلام شد باقی مطالب بماند...!!!

آنچه شرط بلاغت بود گفتیم...


یا صاحب الزمان

خواستم با تو نگویم راز دل اما، دریغا

مشت من وا می شود وقتی تو می آیی






شنبه 96 اردیبهشت 16 , ساعت 9:52 عصر

بسم الله النور

سلام آقای خوبم

آقاجانم اجازه!


گاهی اوقات میخوای کاری کنی یا حرفی بزنی که اعتبارت را افزایش دهی اما نمی دانی چرا قضیه برعکس می شود؟!

یعنی حرفی که زده ای به جای اینکه آبرویت را بخرد آبرویت را به حراج می گذارد!

تازه بعدا متوجه میشوی که ای وای چه گفتم!

البته لازم به ذکر است که بعضی ها آن قدر ضریب هوشی شان پایین است که بعدش هم متوجه نمی شوند چه کرده اند!

خلاصه دست به دامن هرچیزی می شوند تا بلکه جبران مافات کنند.

و اما بعد...

اسحاق جهانگیری: من دو سه سال است برای اقتصاد مقاومتی وقت گذاشته ام. اگر کاندیداهای دیگر بخواهند در مورد اقتصاد مقاومتی کار کنند باید دوسه سال کار کنند تا مثل من شوند! (نقل به مضمون)

آقای جهانگیری!

شما اگر در این زمینه درست انجام وظیفه کرده بودید که رهبر غریب مان بازهم شعار سال را اقتصاد مقاومتی قرار نمی دادند و این بار مصداقی تر وارد نمی شدند.

میدانید یکی از  معانی طرح مصداق چیست؟

یعنی آنقدر کارنابلد بوده اید و کم کاری کرده اید که رهبر عزیزمان باید به صورت جزئی به شما راهکار بدهند!

گفتن این جمله که "من دوسه سال در این زمینه کار کرده ام" نه تنها آبرویی برای شما نمی آورد بلکه ضعف شما را در اقتصاد مقاومتی نشان می دهد!

 

و اما بعدتر...

امیرالمومنین سلام الله علیه:

من أخلص نیته تنزه عن الدنیه

هر کس نیتش را خالص کند از کم نجات پیدا میکند!

 


سه شنبه 96 فروردین 29 , ساعت 11:17 عصر

بسم الله النور

سلام آقای خوبم

آقاجانم اجازه!

 

از پله ها یکی یکی بالا رفت..

پله هایی که نسبتا بلند بودند.

پله اول.. پله دوم.. سوم.. چهارم..

چند تا پله اول را که بالا رفت احساس کرد بر بلندای آسمان قرار گرفته!!!

همنوعانش را کوچک دید..

و خودش را بزرگ!!!

فقط خودش را بزرگ نمی دید بلکه عیوب دیگران را هم بزرگ می دید!!!

کافی بود یک اشتباه کوچک از اطرافیانش ببیند یک پیراهن خلیفه مقتولی عَلَم می کرد بیا و ببین!

آن وقت عیوب خودش را نمی دید یا شاید هم کوچکتر از آنچه بودند می دید.

عجب تناقضی! مانده ام از این ارتفاع چطور عیوب انسان ها را بزرگ می دید؟!

و چطور وقتی خودش را بزرگ می دید عیوبش را نمی دید!!

حیف آنقدر نمی دید که نفهمید از پله های نردبان خودبزرگ بینی بالا رفته است!

نفهمید که هر چه بالاتر می رود از خدای خودش بیشتر فاصله می گیرد!

و اما بعد...

إن الله لایحب کل مختال فخور...

و اما بعدتر...

میدانی مختال یعنی چه؟!

کسی که توهم خودبزرگ بینی دارد و در تخیلاتش غوطه ور است!

رفیق بیا از خدا بخواهیم مراقبمان باشد دچار توهم نشویم!

توهم خودبزرگ بینی


دوشنبه 96 فروردین 14 , ساعت 11:48 عصر


بسم الله النور

سلام خدای خوبم

منم همان بنده همیشگی ات!

اما هم اکنون آمده ام تا همان بنده همیشگی نباشم!

آخر خبرهایی شنیده ام...

شنیده ام هر خیری را که بخواهی برایم به اجابت می رسانی، آری هر خیری را...(1)

و شنیده ام هر شری که را که بخواهی می توانی از من دفع کنی...(2)

چقدر زیبا و آرامش بخش است همه این شنیده ها...

شنیده ام که حاجت خواسته و نخواسته دست و دلم را پر میکنی حتی اگر خوبی هایت را نشناسم...

دلتنگم...

دلتنگ همه خوبی های بی منتت

و دلتنگم چون شبیه تو نبوده ام

خدایا آمده ام به اندازه خوبی هایت از تو بخواهم... به اندازه همه مهربانی هایت که با همه خوبی های دنیا و آخرت سیرابم کنی و همه بدی های دنیا و آخرت را حسرت به دل نزدیک شدن به من کنی...

خدای خوبم! می شود آیا شبیه تو شوم؟؟؟


-------

(1) یا من أرجوه لکل خیر

(2) و آمن سخطه عند کل شر

 


یکشنبه 96 فروردین 13 , ساعت 10:35 عصر

بسم الله النور

سلام آقای خوبم

آقاجانم حلاوت ماه رجب گوارای وجودتان که شما برکت ماه های زندگی مان هستید..

آقااجازه!

 

آقاجانم آمده ام از نبودن ها، یا بهتر بگویم از ندیدن هایتان بگویم

از تنهایی های مان...

از بی خبری هایمان...

از غفلت هایمان که مسبب تنهایی هایمان است..

آمده ام از دلتنگی هایمان بگویم..

از غربت ها و بی کسی هایمان...

نمی گویم که نیستید اما...

کاش می شد بدانیم کجایید؟؟

کاش می شد بفرمایید کجایید؟؟

کاش آنقدر برایتان امنیت فراهم کرده بودیم که راحت مکان تان را به ما می گفتید..

 

 


جمعه 96 فروردین 4 , ساعت 6:22 عصر

 

بسم الله النور

سلام آقای خوبم

آقاجانم اجازه!

 

 

خواب رفیقش را دید

خواب دید که فعل حرامی را مرتکب می شود اما اصلا ناراحت نیست!

تعجب کرد. در خواب از رفیقش دلیل رفتارش را را پرسید.

رفیقش یک سری توجیه آورد که هیچ کدام منطقی نبود و حرام خدا را حلال نمی کرد!

...

 

فردا نزدیک ظهر به رفیقش زنگ زد.

رفیقش همان طور که تعریف می کرد از اموراتش گفت...

از رفتار خطایی که نمی دانست یا شاید هم نمی خواست قبول کند که خطاست!

همش توجیه می آورد و...

حتی با اینکه یک جور دیگری در خواب نشانش داده بودند که رفتارش خطاست باز هم توجیه می آورد!

...

قلبش درد گرفت.

از اینکه می دید رفیقش خیلی انسان خوبی ست اما سر برخی  از موارد نمی خواهد بپذیرد که دارد خطا می کند.

از اینکه شاهد خطاکردن رفیقش بود غصه دار شد.

...

یاد امام نازنینش افتاد.

با خودش گفت من که خیلی اوضاع دین و ایمانم خراب است با دیدن خطای رفیقم این طور غصه دار شدم...

امام که تجلی رحمت خداوند هستند از دیدن این همه خطای من چه میکنند؟؟؟

من تا حالا با دل امامم چه کرده ام؟؟ 

 


سه شنبه 96 فروردین 1 , ساعت 1:15 عصر

بسم الله النور

سلام آقای خوبم

أسعدالله أیامکم

آقای مهربانم اجازه!


یک سال گذشت و سالی دگر فرا رسید. نمی دانم چند نفرمان این سوال را از خودمان پرسیدیم که در این یک سال چقدر رشد کرده ایم؟!

یا اصلا رشد کرده ایم؟!!

دغدغه هایمان چقدر تغییر کرده است؟ به چه سمت و سویی رفته است؟

امیرالمومنین سلام الله علیه فرمودند: قیمت هر کس به اندازه چیزی است که آن را باارزش می داند(یا به عبارتی دوستش دارد).

آیا از خودمان پرسیدیم چیزها یا کسانی که طی این مدت دوست داشته ایم چه فرقی کرده اند؟

آیا از خودمان پرسیده ایم چقدر در این مدت بزرگ شده ایم؟؟؟

راستی رفیق!

آخر سالت با اول سالت فرق دارد؟

نکند دغدغه ما این باشد که چه بپوشیم؟

(بازی درنیاوریم! قطعا منظورم این نیست که اصلا برایمان مهم نباشد!)

اما اینکه تمام فکر و ذکرمان این باشد که چی بپوشیم؟ رنگ سال چیست؟!!!

چی بخوریم؟!! کجا برویم؟؟

تا حالا به این فکر کرده ایم که از چه چیزهایی لذت می بریم و آیا واقعا قیمت من انسان این است که از این چیزها لذت ببرم؟!

یا اینکه تا کی قرار است آرامش مان رابا حرف ها و تفکرات غلط آدمها به هم بریزیم؟؟

تا کی قرار است آدمها با تفکرات و رفتار غلطشان به زندگی ما خط بدهند؟!


و اما بعد...

بیا برای یک بار هم که شده یک فکری به حال خودمان کنیم!



لیست کل یادداشت های این وبلاگ